هرگز اشتباه نکن ….اگر اشتباه کردی … تکرار نکناگر تکرار کردی … اعتراف نکناگر اعتراف کردی … التماس نکناگر التماس کردی … دیگر زندگی نکن
گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم نه لبخند می زنیم و نه شکایت می کنیم،فقط احمقانه سکوت می کنیم!
برچسب: روزگار,
نویسنده: نیکان رفیعی
و هر دستی لایق هم دستی ات
و هر دلی لایق هم دلی ان
راستش اینجا هر "همی" لایق هم بودنت نیست
هوا ابریست....اما
افتاب که سر بزند خواهی دید
که اینجا هنوزم دستان پاک
همدست دارند و دل های پاک همدل
برچسب: بانو,
نویسنده: نیکان رفیعی
ﻗﺎﺿﯽ ﺣﮑﻢ ﺭﻭ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ : ﺍﻋﺪﺍﻡ !!!!ﺣﻀﺎﺭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ! ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﮐﻪ ﺳﺮﺗﺎ ﭘﺎ ﭘﺮﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻟﺮﺯ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺰﻧﻪ ﻭﺣﺘﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻧﻢ ﻧﻤﯿﺸﻨﯿﺪ!ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﺒﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﻥ ! ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﯾﻪ......ﻣﯿﮑﺮﺩ! ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮﺷﻮ ﺑﮑﺸﻪ ﺍﻣﺎ ...ﻫﺮ ﺷﺐ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻣﯿﺪﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ...ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺑﻨﺪ: ﺑﯿﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ! ﻭﻗﺘﺸﻪ !ﺗﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﻫﺎﺷﻮﻗﻔﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ!ﺟﺎﺋﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ! ﺍﻓﮑﺎﺭﺵ ﭘﺮ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻫﺎﯼﻣﺨﺘﻠﻒ !ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ . ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﮑﻮ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ .ﻗﺎﺿﯽ : ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖﺍﻣﺎ ﺑﻐﻀﺶ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﺘﺮﮐﯿﺪ.ﮐﻼﻩ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺵ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺗﺎ ﺟﺎﺋﯽ ﺭﻭﻧﺒﯿﻨﻪ ! ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﻧﺶ!ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﺵ ! ﺍﻣﯿﺪﯼﻧﺪﺍﺷﺖ
برچسب: اعدام,
نویسنده: نیکان رفیعی
توالت پارک بودم، رو درش نوشته بود سـمت راست روببين
سمت راست نوشته بود سمت چپ رو ببين
سمت چپم نوشته بودسقف رو ببين
رو سـقف هم نوشته بود موقع دستشويي هم ميشـه ورزش کرد
يعني خلاقيتش داغونم کرد
+ دوشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۳۰ ساعت 23:56 توسط مبینا
برچسب: خلاقیت,
نویسنده: نیکان رفیعی